
زن گرفتم شدم ای دوست به دام زن اسیر من گرفتم تو نگیر چه اسیری که ز دنیا شده ام یکسره سیرمن گرفتم تو نگیر بود یک وقت مرا با رفقا گردش و سیریاد آن روز بخیر زن مرا کرده میان قفس خانه اسیرمن گرفتم تو نگیر...
ادامه مطلب
رمان تو خیلی زشتیقسمت(4) ...
ادامه مطلب
رمان تو خیلی زشتیقسمت(5) ...
ادامه مطلب
رمان تو خیلی زشتیقسمت(6) ...
ادامه مطلب
رمان تو خیلی زشتیقسمت(7) ...
ادامه مطلب
رمان بهار عاشقیقسمت(8) ...
ادامه مطلب
سلام خوبین عزیزان ببخشید بین پست ها فاصله میفته ولی هرچقدر نظر ها بیشتر باشه من دلگرم تر میشم میدونم دو نفر رمان ها رو می خونن و منتظرشون نمیزارم پس لطفا نظر بزارین و کمکم کنین ممنون از نگاهتون ...
ادامه مطلب
رمان بهار عاشقیقسمت(8) ...
ادامه مطلب
رمان تو خیلی زشتیقسمت(8) عکس بالا با روسری ملیسا عکس سمت راست با موهای زرد رویا عکس پایین با صورت کک و مک بهار ...
ادامه مطلب
رمان همخونه قسمت(1) ...
ادامه مطلب
رمان تو خیلی زشتیقسمت(8) ...
ادامه مطلب